عصمت عیسی علیه السلام-1
ادیان و مذاهب مختلف هر کدام داعیه دار هدایت و تکامل انسان می باشند و برای رسیدن به آنچه که فکر می کنند درست است،دیگران را به ماندن در این مسیر و یا دعوت به این راه،تشویق می کنند.از آنجایی که اعتقادات ناشی از برداشت های دینی و مذهبی نقش بسزایی در روند جاری زندگی بشر چه در امور مادی و چه در امور معنوی دارد،لازم است سرچشمه این اعتقادات زلال و بی آلایش باشد تا انسان با نوشیدن از آن چشمه،به هدفی که منظور نظرخالق هستی بوده، دست یابد؛زیرا خداوند متعال از دمیدن روح خویش در کالبد این موجود خاکی هدفی داشته است.حال برای دست یافتن به این آب حیات،ناگزیر از راه بلدها و پیران طریقت هستیم که دست ما را بگیرند و به مقصود برسانند. از اینجاست که لزوم وجود رابطی بین خلق و خالق احساس می شود؛ولی اینکه چه کسانی و با چه خصوصیاتی می توانند این بار سنگین را به دوش بکشند،خود حدیث مفصلی است که ادیان و مذاهب مختلف به آن پرداخته اند.
قرآن این مائده آسمانی، که برای ما گسترده شده، دربردارنده اسامی چندین نفر از این واسطه های فیض الهی بوده و ما را با این انوار الهی آشنا می کند.آشنایی که سرآغاز حرکتی باشد در مسیری که او تعیین کرده،تا در راه باشیم نه در بیراهه. ما می بینیم این واسطه های الهی که قرآن از آنها به" پیامبران " یاد کرده است، ویژگی ها و خصوصیاتی را برای آنها بر می شمارد که افراد دیگر فاقد آن هستند،که از جمله می توان به "عصمت " اشاره کرد.
"عصمت "کلید واژه ای است که هر شخص و یا جامعه ای با توجه به تعریفی که از آن دارد، چارچوب و زیرساخت های زندگی مادی و معنوی خود را شکل داده و می چیند. بعنوان نمونه عده ای برای توجیه حضور رهبران آلوده در جامعه و پوشاندن زشتی ها و کمرنگ کردن اثر آن، پیامبرانی را شاهد مثال می آورند که در کتاب مقدس به انواع و اقسام گناهان آلوده بوده و در عین حال حکمرانی هم کرده و گناه را منافی حکومت خویش قلمداد نمی کردند.چرا که اگر عصمت را به معنای درست آندر نظر گرفته می شد، دیگر جایگاهی برای این افراد در راس قدرت بوجود نمی آمد.
از این رو برآنیم در این مقاله به تعریف صحیحی از عصمت برسیم تا چهره پیامبران و اسوه های حسنه را از گناه و پلشتی که به نا حق در کتاب های مقدس به آنها نسبت داده شده، مبرا کنیم.یکی از این پیامبران الهی،حضرت عیسی علیه السلام می باشد.