ایمان

به امید آنکه نور " ایمان " در دل هایمان تابیده شود تا وسیله ای برای هرجه بیشتر نزدیک شدن به "او" باشد.

ایمان

به امید آنکه نور " ایمان " در دل هایمان تابیده شود تا وسیله ای برای هرجه بیشتر نزدیک شدن به "او" باشد.

من هم خواستم به اندازه‌ی بضاعتم در راهی که همه پیامبران و ادامه دهندگان راهشان ،قدم برداشتند،قدمی بردارم و به سهم خود نشر دهنده آن معارف باشم.از خدای بزرگ خواهانم که مرا در این امر خطیر یاری رساند و این قلیل را به کرمش قبول کند.

بایگانی
طبقه بندی موضوعی

عصمت عیسی علیه السلام-10

رضا امیری | دوشنبه, ۲۶ بهمن ۱۳۹۴، ۰۴:۵۴ ق.ظ

پیامبری عیسی علیه السلام

     «قال انى عبدالله آتانى الکتاب وجعلنى نبیّا...»(39)

گفت: منم بنده خدا، به من کتاب داده و مرا پیامبر قرارداده‏است.

     حضرت عیسی علیه السّلام همان روزی که از حضرت مریم متولد شد، خدا او را پیامبر قرار داد و او در حالی که طفل شیر خوار بود، با مردم سخن گفت و این معجزة الهی بود، تا بر مردم حجت تمام شود، که این نوزاد پاک و مطهر از طرف خداوند پیامبر می‌باشد و نه خدا.همچنین عیسى (علیه السلام) سخن خود را با جمله (انى عبد اللّه ) آغاز نمود تا به عبودیت خود براى خدا اعتراف نموده، از غلو غلو کنندگان جلوگیرى کند.

احترام به مادر

     "وَ بَرَّا بِوَلِدَتى وَ لَمْ یجْعَلْنى جَبَّاراً شقِیًّا"(40)

و مرا نسبت به مادرم نیکوکار قرار داده ، و جبار و شقى قرار نداده است.

این آیه برخلاف کتاب مقدس که عیسی مسیح را بعنوان شخصی معرفی می کند که مادرش را تحقیر می کند،از نیکوکاری نسبت به مادر صحبت می کند و او را شقی و جبار نمی داند.


نفى فدیه 

     فالیوم لا یوخذ منکم فدیه و لا من الذین کفروا ماواکم النار"(41)

پس امروز نه از شما و نه از کسانى که کافر شده‏اند عوضى پذیرفته نمى‏شود جایگاهتان آتش است آن سزاوار شماست و چه بد سرانجامى است .


     خداى سبحان به مسئله فدا اشاره کرده و آن را نفى نموده است آنجا که فرمود: (فالیوم لا یوخذ منکم فدیه و لا من الذین کفروا ماواکم النار)، در مطالب پیشین آمدکه کلام عیسى، که قرآن کریم نیز آن را حکایت نموده، از این قبیل است و آن کلام این است : (و اذ قال اللّه یا عیسى ابن مریم ءانت قلت للناس اتخذونى و امى الهین من دون الله ؟ قال سبحانک ما یکون لى ان اقول ما لیس لى بحق... ما قلت لهم الا ما امرتنى به، ان اعبدوا اللّه ربى و ربکم و کنت علیهم شهیدا ما دمت فیهم، فلما توفیتنى کنت انت الرقیب علیهم و انت على کل شى ء شهید، ان تعذبهم فانهم عبادک و ان تغفر لهم فانک انت العزیز الحکیم )، براى اینکه جمله : (و کنت علیهم شهیدا..) به این معنا است که عرض کرده باشد: پروردگارا من مادام که در بین بندگان تو بودم، وظیفه اى نداشتم جز آنچه که تو برایم معین کردى و آن عبارت بود از: (تبلیغ رسالت و شهادت بر اعمال )، و اما هلاک شدن و نجات یافتن، عذاب شدن یا آمرزیده شدنشان به عهده تو است، هیچ ارتباطى با من ندارد و من هیچ مسوولیتى هم نسبت به آن ندارم و تو در این باره اختیاراتى به من نداده اى تا با استفاده از آن مردم را از عذاب تو خارج شان کنم تا اینکه مثلا نگذارم تو بر آنان مسلط شوى و این بیان کاملا دلالت مى کند بر نبودن مسئله اى به نام فداء، چون اگر چنین چیزى وجود مى داشت نباید در آیه شریفه خود را از اعمال مردم تبرئه کند و عذاب و مغفرت هر دو را به خداى سبحان ارجاع دهد و مسئله را بطور کلى بى ارتباط به خود بداند.


نتیجه گیری

     با توجه به مطالب مندرج که موضوع عصمت را مورد بررسی قرار داد،مشخص شد که عصمت لطفی است از جانب خدای متعال به عده ای خاص از بندگانش که نبی نامیده شده و وظیفه هدایت انسان ها را برعهده دارند.این افراد مبرا از هرگونه گناه و اشتباه هستند.زیرا متصف شدن آن ها به آلودگی،با هدف پیامبری آنها تناقضی آشکار را پدید می آورد.


در کتاب مقدس برخی پیامبران، متهم به گناه شده اند، که از جمله آنان حضرت عیسی مسیح علیه السلام است که به نادرستی لباس الوهیت برتنش کرده اند که این از جهت عقلی و نقلی قابل اثبات نیست و قرآن نیز آن را رد کرده و بر عصمت عیسی علیه السلام صحه می گذارد.


منابع:

39- مریم:19/30
40- مریم:32
41- حدید:15


  • رضا امیری

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی