ایمان

به امید آنکه نور " ایمان " در دل هایمان تابیده شود تا وسیله ای برای هرجه بیشتر نزدیک شدن به "او" باشد.

ایمان

به امید آنکه نور " ایمان " در دل هایمان تابیده شود تا وسیله ای برای هرجه بیشتر نزدیک شدن به "او" باشد.

من هم خواستم به اندازه‌ی بضاعتم در راهی که همه پیامبران و ادامه دهندگان راهشان ،قدم برداشتند،قدمی بردارم و به سهم خود نشر دهنده آن معارف باشم.از خدای بزرگ خواهانم که مرا در این امر خطیر یاری رساند و این قلیل را به کرمش قبول کند.

بایگانی
طبقه بندی موضوعی

عصمت عیسی علیه السلام-3

رضا امیری | دوشنبه, ۲۶ بهمن ۱۳۹۴، ۰۱:۵۲ ق.ظ

ب) عصمت از لحاظ اصطلاحی:

     در معنای اصطلاحی این واژه اختلافاتی وجود دارد، از جمله اینکه عده ای عصمت را به معنای ملکه گرفته اند و ما می دانیم  که ملکه ،بدنبال تمرین ممارست حاصل می شود و حال این که پیامبران برای گناه نکردن، احتیاج به تمرین ندارند.بلکه آن را بر اساس «لطف الهی» تعریف و تفسیر می کنند.( 7)که به نظر شیعه نزدیک است و دقیق تر به نظر می رسد: " آن‌چه انسان را از گناه و اشتباه مصون می‌دارد". بر این اساس خداوند آن را به بعضی انسان‌ها اعطا می‌کند و در پرتو آن، دارنده عصمت در عین قدرت بر انجام گناه و ترک طاعت، از ارتکاب گناه و ترک طاعت مصونیت می‌یابد.


    

این تعریف حاوی نکاتی است که جنبه های مختلف آن را برای ما بازگو می کند:

1. گناه عبارتست از ترک واجب یا فعل حرام. بنابراین ترک و فعل امور مباح (در بعض موارد) و یا فعل مکروه و یا ترک مستحب خلاف عصمت محسوب نمی‌شود، بلکه به اصطلاح «ترک اولی» است، و لطمه‌ای برعصمت معصوم نمی‌زند.

2. مصونیت از خطا و گناه مطلق است چه عمدی باشد و چه سهوی، چه قبل از نبوت و امامت باشد و چه بعد از آن. هم‌چنین شامل قبل از بلوغ و بعد از آن می‌شود، چنان‌که تمام گناهان را به طور مطلق شامل می‌شود، چه کبیره و چه صغیره، چه کذب و زنا و چه سایر گناهان.

3. مصونیت غیر از عدم ارتکاب است. توضیح آن‌که ممکن است شخصی در طول عمر خود ـ به ویژه اگر کوتاه باشد‌ـ زمینه‌ی ارتکاب گناه یا وقوع در خطا را پیدا نکند، اما چنین شخصی را معصوم نمی‌گویند، چون در مقابل گناه و اشتباه مصونیت ندارد. چه بسا اگر در شرایط حادّی قرار گیرد مرتکب گناه و خلاف شود. به عبارت دیگری معصوم کسی است که عدم ارتکاب گناه و خطا در او «تضمین شده» است نه کسی که عملاً گناه و اشتباه نکرده باشد. (دقت کنید).

4. مراتب پایین‌تر عصمت در انسان‌های عادی نیز وجود دارد، به عبارت دیگر عصمت عبارتست از مراحل عالی تقوی، چون انسان با تقوا کسی است که در حد خود گناه نمی‌کند و از اشتباه به دور است. در واقع تقوا وقایه‌ای (سپری) است که شخصی را از گناه و اشتباه حفظ می‌کند. چون به انسان با تقوا وسیله‌ی تشخیص حق از باطل و حرکت در مسیر حق عنایت می‌شود، قرآن کریم می‌فرماید: إن تتّقوا اللّه یجعل لکم فرقاناً (8) اگر تقوای الهی را پیشه کنید برای شما فرقانی (وسیله‌ی تشخیص حق از باطل) قرار می‌دهد. بنابراین عصمت را می‌توان به عصمت مطلق که شامل حال گروه خاصی فقط می‌شود و عصمت نسبی (تقوا) تقسیم کرد، که دومی محدودیتی ندارد و می‌تواند شامل حال انسان‌های عادی نیز بشود. اینان نیز می‌توانند با کسب تقوا به حدی برسند که به نوعی از ارتکاب گناه و خطا مصونیت پیدا کنند، گرچه ـ چنان‌که گذشت ـ این مصونیت تضمین شده نیست.

هرچه ملکه تقوا در انسان نیرومندتر شود امکان ارتکاب گناه در او ضعیف‌تر می‌شود، بدین ترتیب انسان‌های عادی نیز در مراحلی از مصونیت دست پیدا می‌کنند.

5. چنان‌که از این تعریف روشن می‌شود، عصمت دارای دو شاخه است: مصونیت از گناه یا عصمت عملی، و مصونیت از خطا یا عصمت علمی.


منابع:

7- شریف مرتضی، رسائل الشریف المرتضی، ص۳۲۶
8- انفال، 8/29

ادامه دارد...

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی