عصمت عیسی علیه السلام-6
کتاب مقدس عصمت و بیگناهی را تنها از آن مسیح،می داند. از مسیح بعنوان یگانه قهرمان بی بدیل و بیعیب خدا( بره بیعیب خدا که گناه جهان را برداشت ) و خود قربانی گناهان بشر گردید،یاد شده است. در یوحنا به نقل از مسیح آمده است: “کیست از شما که مرا به گناه ملزم سازد؟… ” (18) و نیز ” زیرا او را که گناه نشناخت ، در راه ما گناه ساخت تا ما در وی عدالت خدا شویم.” ( 19 ).
البته این سخنان در حالی مطرح می شود که اعتقاد مسیحیان مبنی بر صحیح و بدون تحریف بودن کتاب مقدس است.
کتاب مقدس را وحی از جانب خدا می دانند و به همین دلیل گفته های آن را بدون چون و چرا می پذیرند.
در کتاب اشعیا و اول پطرس درباره عصمت وحی در مسیحیت آمده است:
کتاب مقدس کلام وحی شده خداوند است و مطابق آثار و شواهد، کتاب مقدس هرگز تحریف نشده است. خداوند قادر مطلق است و قدرت این را دارد که از کلامش محافظت نماید. اگر خداوند قادر به نگهبانی کلام خودش نباشد، آیا این خدا قابل اعتماد خواهد بود؟
خلاصه اینکه عیسی قهرمان کتاب مقدس و تنها انسان بیعیب و بیگناه است زیرا او نه تنها انسان کامل است بلکه در عین حال خدای کامل نیز هست.(20). پس عصمت از دید کتاب مقدس تنها سزاوار ذات خداست یعنی پدر ، پسر و روح القدس .
در دایرة المعارف هستینگ آمده است:
مصونیت عیسای مسیح، نظر شخصی شاگردان مسیح نیست بلکه معصومیت وی یکی از مسائل بنیادین مکتب او بوده است و ضرورت تعالیم او، داشتن چنین چیزی را ایجاب میکرده است که آیات کتاب مقدس بدان اشاره میکند.
منجی بودن عیسی(علیه السلام) و خداوندی او اقتضا میکند که وی از هر نوع گناه و تقصیر مبرا باشد و با خشنودی و رستگاری نیاز نداشته باشد. همان طور که انجیل چهارم، عناصر درونی شخصیت مسیح را اینگونه بیان کرده است: «هر که مرا دیده است، پدر را دیده است.»
برخورد عیسی(علیه السلام) نسبت به گناه چنین بوده است که او نه تنها گناه را فاش و آن را سرزنش میکرد بلکه گناهکاران را نیز میبخشید. علاوه بر این، او از همه انتظار داشت که برای ورود به ملکوت خدا، دارای اخلاق والا باشند.
از طرفی دیگر، عیسی(علیه السلام) به هیچ وجه همانند سایر رهبران مذهبی، ادعایی مبنی بر تفسیر ذهنی و یا رشد اخلاقی در فکر، قلب و ایمان نداشت. او هرگز توبه نکرد و برای ورود به ملکوت خدا بچه نشد، یا تقاضای بخشودگی نکرد.»
از دیدگاه هستینگ، چون عیسی مقام خدایی دارد و برای نجات بشر آمده است، پس وجودی مافوق بشری دارد و به طور مسلم معصوم است. وی فردی نبوده که به تدریج از رشد فکری و اخلاقی برخوردار شده باشد بلکه او از ازل خدا بوده و از صفات کمالیه، عصمت را که ملازم با او بوده داراست. وی زمانی که در قالب جسم انسان آمده، از هر گناه و معصیتی مبرّا بوده است.