ایمان

به امید آنکه نور " ایمان " در دل هایمان تابیده شود تا وسیله ای برای هرجه بیشتر نزدیک شدن به "او" باشد.

ایمان

به امید آنکه نور " ایمان " در دل هایمان تابیده شود تا وسیله ای برای هرجه بیشتر نزدیک شدن به "او" باشد.

من هم خواستم به اندازه‌ی بضاعتم در راهی که همه پیامبران و ادامه دهندگان راهشان ،قدم برداشتند،قدمی بردارم و به سهم خود نشر دهنده آن معارف باشم.از خدای بزرگ خواهانم که مرا در این امر خطیر یاری رساند و این قلیل را به کرمش قبول کند.

بایگانی
طبقه بندی موضوعی

عصمت عیسی علیه السلام-8

رضا امیری | دوشنبه, ۲۶ بهمن ۱۳۹۴، ۰۴:۳۲ ق.ظ

عصمت عیسی مسیح از دیدگاه قرآن

     در این قسمت از نوشته به دیدگاه قرآن در ارتباط با عصمت حضرت عیسی علیه السلام می پردازیم.آیاتی که ایشان را مبرا می دارد از الوهیت، گناه و اشتباه.

 الوهیت 

     «و إذ قال الله یاعیسى ابن مریم ء أنت قلت للناس اتخذونى و أمى إلاهین من دون الله قال سبحانک ما یکون لى أن أقول ما لیس لى بحق إن کنت قلته فقد علمته تعلم ما فى نفسى و لا أعلم ما فى نفسک إنک أنت علام الغیوب؛ و [یاد کن] آن گاه که خدا گوید: اى عیسى بن مریم! آیا تو به مردم گفتى من و مادرم را به جاى خدا به عنوان دو معبود بپرستید؟ گوید: منزهى تو، مرا نشاید که آنچه حق من نیست بگویم. اگر من این را گفته بودم بى شک مى دانستى. تو آنچه در ضمیر من است مى دانى، ولى من آنچه در ذات توست نمى دانم، فقط تویى که از رازهاى نهانى آگاهى.» (32)

     شاید این شبهه به ذهن بیاید که عیسی علیه السلام دچار اشتباه شده و به مردم گفته است که من و مادرم را بپرستید! که اگر اینطور باشد با مقام عصمت ایشان سازگار نیست.


پاسخ به شبهه طبق تفاسیرالمیزان و نمونه


     علامه طباطبایی می فرماید: «این آیات گفتگوى خداى تعالى را با عیسى بن مریم (ع) درباره آنچه که نصارا در حق وى گفته اند حکایت مى کند، و گویا غرض از نظم و نسق این آیات بیان اعترافاتى است که عیسى (ع) به زبان خود نموده و وضع زندگى دنیوى خود را حکایت کرده باشد که حق او نبوده درباره خود ادعایى کند که حقیقت ندارد، چه او در برابر چشم خدا بوده، چشمى که نه خواب دارد و نه کم دید مى شود، و اینکه او ذره اى از آنچه خداوند برایش تحدید و معین نموده تجاوز نکرده است، چیزى جز آنچه مامور به گفتنش بوده نگفته و کارى جز آنچه خداوند مامور به انجامش نموده، نکرده است و آن کار همان شهادت است، خداوند هم او را در این اعترافات و در آنچه که در باره حق ربوبیت خدا و عبودیت بندگان ذکر نموده تصدیق فرموده است، به این بیان آیات مورد بحث منطبق مى شود بر غرضى که به خاطر آن این سوره نازل شده است و آن غرض عبارتست از بیان حقى که خداوند براى خود به گردن بندگان قرار داده و آن وفاى به عهدى است که با خداى خود بسته اند و اینکه نباید آن عهد را بشکنند، یعنى نباید از روى لاقیدى و بى بند و بارى شانه از زیر بار تکالیف تهى سازند و هر چه بخواهند بکنند و هر جا بخواهند آزادانه بچرند، چنین حقى از طرف خداى تعالى به آنان داده نشده و خودشان هم قادر به رسیدن به این آرزو نیستند.


     این است آن غرضى که این سوره از اول تا به آخر آن را بیان مى کند و در آخر مى فرماید: «لله ملک السماوات و الأرض و ما فیهن و هو على کل شی ء قدیر؛ و براى خدا است ملک آسمانها و زمین و آنچه در میان آنها است، و او بر هر چیز قادر است.» (33) کلمه "اذ" در آیه «و إذ قال الله یا عیسى ابن مریم أ أنت قلت للناس اتخذونی و أمی إلهین من دون الله» ظرف زمان و متعلق است به محذوفى که مقام دلالت بر آن دارد، و مقصود از آن زمان روز قیامت است، به دلیل اینکه در چند آیه بعد مى فرماید: امروز روزى است که راستگویى راستگویان آنان را سود مى دهد، و نیز به دلیل اینکه خود عیسى (ع) در جواب خداوند عرض مى کند: "من تا زنده بودم شاهد و ناظر اعمالشان بودم ولى بعد از اینکه مرا به جوار خود خواندى، اطلاعى از اعمال آنها ندارم تو خودت رقیب و ناظر بر آنان بودى."


      در آیه مورد بحث از مریم به مادر تعبیر شده و گفته شده: "مرا و مادرم را دو معبود بگیرید" با اینکه ممکن بود گفته شود: مرا و مریم را دو معبود، این تعبیر براى این بود که تا بر مهمترین حجت هاى آنان بر الوهیت عیسى و مریم دلالت کند. و آن حجت عبارت است از تولدش از مریم بدون وجود پدر، جهت اصلى اینکه نصارا هوس پرستش این دو را کردند، همین مادرى و فرزندى اینطورى بود، بنابراین تعبیر کردن از آن دو به "عیسى و مادرش" بهتر و رساتر دلالت بر این معنى مى کند، تا اینکه گفته شود: عیسى و مریم.») 34)

      روشن است که این نحوه بیان، توبیخ نسبت به مردم است نه حضرت عیسی (ع). نظیر این که خدای سبحان در قیامت در خطابی که ظاهر آن ناظر به ملائکه است ولی در واقع سرزنش بت پرستان است، به فرشتگان می فرماید: «و یوم یحشرهم جمیعا ثم یقول للملائکة أهؤلاء إیاکم کانوا یعبدون* قالوا سبحانک أنت ولینا من دونهم بل کانوا یعبدون الجن أکثرهم بهم مؤمنون؛ آیا مردم شما را می پرستیدند؟ ملائکه در جواب می گویند: تو منزه از شریک و نظیری، تو مولا و سرپرست ما هستی بلکه آنها شیطان را می پرستیدند.» (35)

منابع: 

32- مائده/ 116

33- مائده/ 120

34- سید محمدحسین طباطبایی- ترجمه المیزان- جلد 6 صفحه 347

35- سبأ/ 40- 41

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی