ایمان

به امید آنکه نور " ایمان " در دل هایمان تابیده شود تا وسیله ای برای هرجه بیشتر نزدیک شدن به "او" باشد.

ایمان

به امید آنکه نور " ایمان " در دل هایمان تابیده شود تا وسیله ای برای هرجه بیشتر نزدیک شدن به "او" باشد.

من هم خواستم به اندازه‌ی بضاعتم در راهی که همه پیامبران و ادامه دهندگان راهشان ،قدم برداشتند،قدمی بردارم و به سهم خود نشر دهنده آن معارف باشم.از خدای بزرگ خواهانم که مرا در این امر خطیر یاری رساند و این قلیل را به کرمش قبول کند.

بایگانی
طبقه بندی موضوعی

بشارت ظهور پیامبر اسلام در کتاب مقدس(1)

رضا امیری | سه شنبه, ۸ دی ۱۳۹۴، ۰۱:۱۰ ب.ظ


سابقه بحث درباره بشارت ظهورپیامبر اسلام در کتاب مقدس به زمان ظهور اسلام بازمی‌گردد. قرآن، به‌روشنی ادعا می‌کند: «الذین یتبعون الرسول النبی الأمی الذی یجدونه مکتوباً عندهم فی التوراة و الانجیل». بنابراین، نام و یا توصیفات پیامبر اکرم هم در تورات و هم در انجیل وجود داشته است. از طرفی می‌دانیم که تورات و انجیل موجود، اگرچه بی‌تردید دارای تحریفات فراوانی هستند، از زمان ظهور اسلام تاکنون دیگر دچار تحریف نشده‌اند؛ زیرا نسخه‌های موجود از تورات قدمتی در حدود 2000 سال و نسخه‌های موجود از انجیل‌ها قدمتی بیش از پانزده قرن دارند. بی‌تردید، حقانیت پیامبر اسلام، هرگز در گروی اثبات این پیشگویی‌ها نیست و اگر چنین بود باید در حقانیت بیشتر پیامبران تردید کرد؛ اما نشان دادن این بشارت‌ها می‌تواند موجب روشنی دل‌های حقیقت‌جو باشد.

پیشگویی‌ها در کتاب مقدس


بدون شک در کتاب مقدس پیشگویی‌های فراوانی وجود دارد. پیامبران بنی‌اسرائیل همواره از وقوع حوادث آینده خبر می‌دادند و مردم را از آنها مطلع میکردند. از جمله این پیشگویی‌ها خبر از بخت‌نَصَّر، کوروش، اسکندر و جانشینان اوست. انبیای کتاب مقدس همچنین از حوادثی که قرار بود در سرزمین‌های مصر، نینوا و بابل به وقوع بپیوندد نیز پیشاپیش خبر داده بودند.


حال این سؤال مطرح می‌شود که چگونه ممکن است این پیامبران از حوادثی که بسیاری از آنها اهمیت چندانی ندارند خبر داده باشند؛ اما از ظهور پیامبر بزرگی چون محمد(ص) خبر نداده باشند؟ پیامبری که اگر او را راستگو بدانیم بشارت به ظهور او، از این وقایع بسیار مفیدتر و کارآمدتر است و اگر او را در ادعای خویش راستگو ندانیم اهمیت خبردادن از او، برای جلوگیری از انحراف مردمان، دوچندان می‌گردد.


آیا سلطنت کوروش و اسکندر بزرگ‌تر از ظهور محمد(ص) و انتشار دین اوست؟ آیا ظهور اسلام که سراسر عالم را فرا گرفته کوچک‌تر از اتفاقات سرزمین مصر و اَدوم است؟ بدون شک هیچ‌یک از این مسائل در اهمیت به پایة انتشار اسلام در شرق و غرب عالم نمی‌رسد.


احتمال تحریف پیشگویی‌ها


این احتمال وجود دارد که بشارت‌های کتاب مقدس، حذف و تحریف شده باشند که البته این مسئله دور از ذهن نیست. با نگاهی به تاریخ قوم یهود، متوجه این نکته می‌شویم که این قوم، یکی از نژاد‌پرست‌ترین اقوام جهان بوده‌اند (چنان‌که امروزه نیز این امر مشهود است). البته مسیحیان نیز، که خود شعبه‌ای از قوم یهود به شمار می‌رفته‌اند، به‌نحوی دارای همین افکار نژادپرستانه بوده‌اند.


نمونه‌ای از این نژادپرستی را می‌توانیم در تصویری که کتاب مقدس از جایگاه ساره، همسر اول حضرت ابراهیم، و‌هاجر، همسر دوم حضرت ابراهیم، ارائه می‌دهد مشاهده کنیم. چنان‌که در تورات آمده است، ‌هاجر کنیز ساره بود که بعدها با پیشنهاد ساره به همسری حضرت ابراهیم درآمد. همین نکته که هاجر کنیز بوده است سبب شد که آنان از‌پذیرش اینکه نسل ابراهیم، از طریق هاجر گسترش یابد سرباز زنند. آنان هرگز نمی‌توانستند قبول کنند که هاجر و فرزندانش، زعامت و رهبری جامعه را به عهده بگیرند. بنابراین از هر طریق ممکن سعی در تخریب چهرة جناب هاجر و فرزند ایشان (حضرت اسماعیل) نمودند؛ برای مثال به این جمله از تورات توجه کنید: «و او را اسماعیل نام خواهی نهاد... و او مردی وحشی خواهد بود». در برخی از ترجمه‌ها، این عبارت را به‌گونه‌ای زشت‌‌تر نیز ترجمه کرده‌اند که از ذکر آن صرف‌نظر می‌کنیم.


این نگاه را در بین مفسران کتاب مقدس نیز می‌بینیم. کلمنت اسکندرانی، از عالمان مسیحی، معتقد بود هر یک از نام‌های تورات، حالت نمادین و سمبلیک دارند. وی درباره معنای نماد ساره و هاجر می‌گوید: «ساره نماد حکمت الاهی است در حالی‌که هاجر نماد فلسفة دروغین است»!


بدیهی است، گروهی که دارای چنین تفکری هستند هرگز به رهبری فرزندان اسماعیل نبی، تن در نخواهند داد. از این رو تعجبی نخواهد داشت اگر شاهد حذف نام و اوصاف پیامبر اکرم (که از نسل حضرت اسماعیل است) از تورات و انجیل باشیم. با این حال و با وجود تمام این مسائل، در کتاب مقدسِ تحریف‌یافته نیز شواهدی وجوددارد که با دقت و تأمل در آنها می‌توان به بشارت‌های روشن انبیای پیشین به پیامبر اسلام دست یافت.


بشارت به پیامبر اسلام


بر اساس گزارش انجیل‌ها، مردم در عصر حضرت یحیى و حضرت عیسى‏ به انتظار دو شخصیت جهانی نشسته بودند: یکی مسیح و دیگری پیامبر موعود.


آنگاه بسیارى از آن گروه چون این کلام را شنیدند، گفتند: در حقیقت، این شخص همان نبى است و بعضى گفتند: او مسیح است و بعضى گفتند: مگر مسیح از جلیل مى‏آید؟... پس درباره او در میان مردم اختلاف افتاد.


از این عبارت به‌خوبى هویداست که مؤمنان آن زمان، با توجه به بشارت‌های موجود در عهد عتیق، در انتظار آمدن دو شخصیت بودند یک مسیح و دیگری پیامبر موعودو به همین دلیل در بینشان اختلاف افتاد، و بعضی گفتند این است و بعضى گفتند آن.


همین اتفاق در زمان مسیح نیز تکرار شد و هنگامی که عیسی مسیح برای شروع دعوت، مردم را نصیحت می‌کرد گفت:


درباره روح که هر که به او ایمان آرد او را خواهد یافت زیراکه روح‏ القدس هنوز عطا نشده بود چون که عیسی تا به حال جلال نیافته بود. آنگاه بسیاری از آن گروه چون این کلام را شنیدند، گفتند در حقیقت این شخص همان نبی است و بعضی گفتند او مسیح است.


در اینجا نیز سخن از دو شخص است، یکی مسیح و دیگری پیامبر موعود که به او با عنوان «همان نبی» اشاره شده است. مسلمانان و مسیحیان معتقدند که مسیحی که یهود به انتظارش نشسته بود آمده است، حالا سؤال این است که«آن نبی» که انجیل می‌گوید باید بیاید و تا زمان مسیح نیامده بود و خود مسیح هم نمی‌توانست باشد کجاست؟


ادامه دارد...


نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی